تبلیغات
برای ورود به سایت به ادرس Rezvan-Reza.ir بروید. - مطالب ابر کرامات ثامن الائمه (ع)

کرامات امام رضا(ع): شفای بیمار

جمعه 15 فروردین 1393 03:57 بعد از ظهرنویسنده : محمد حسین ...

 

شفا یافته: كلثوم رضائی 22 ساله
ساكن- بهشهر
وع بیماری: غده ای بدخیم و سرطانی درون سینه

هیچ انسانی نمی تواند همواره رنج انسان دیگر را، و هیچ ناله ای و هیچ نگاهی به سوزندگی ناله و نگاه انسان دردمند و لاعلاج نیست. كدامین چشم با دیدن درد و بیماری اشك نمی بارد؟ كدامین دل آیا خون نمی بارد؟ و كدامین آرزوست كه نخواهد بشكفد بر بستر تحقق شفا یافتگان؟ و من دیده ام كه چگونه شفا یافته اند، آنان كه با ریسمانی از عشق و نیاز، دخیل آستان ملائك پاسبان ثامن الحجج (ع) گردیده و از كرامات رضویه لبریز شده اند و از بسرت تب و آرزو برخاسته اند آری من دیده ام كسانی را كه به آغوش زندگی باز گشته اند. دلخستگانی را كه به حاذق ترین حكیمان از درمان آنان نا امید شده اند و در این خانه دلها سلامت گرفته اند. من یافته ام آن سر سلسله معبر رهائی را و از آن پس بار رشته نامرئی دخیل مهربانیهایش شده ام. كلثوم آرام سرش را از روی بالش برداشت. انگار قسمت چپ بدنش را به سختی می فشردند، درد تمام وجود را گرفته بود و لحظه ای امانش نمی داد، بی اختیار شروع به گریه كردلحظه ای بعد مادرش به كنارش آمد و از حال او جویا شد او ناحیه ای را كه درد می كرد به مادرش نشان داد. چرا كه او ساكن بهشهر بود و بیش از 22 بهار از عمرش نمی گذشت برای مادر و پدرش كه مرد زحمت كشی بود غیر قابل تصور بود كه در این سن دچار بیماری مرموز كشنده ای شودكلثوم دیگر تحمل درد را نداشت، سراسیمه از جایش بلند شد و در حالی كه دستش را به طرف قفسه چپ سینه اش می آورد ناله می كرد و نم نم اشك از چشمانش فرو می ریختاو تا دیروز سالم بود، همین دیروز بود كه در یك مهمانی شركت كرده بود و سالم و خوش مجلس را به پایان رسانیده بود. اما امروز… بی تأمل به این سو آن سوی اتاق می رفت، تاب و قرار از او سلب شده بود و امانی برایش نمانده بود. به هر ترتیب بود درد را تحمل كرد تا این كه بعد از ظهر آن روز به آقای دكتر اسدالله پور مراجعه كرد. دكتر دستور رادیولژی و آزمایشاتی از سینة سمت چپ او داد. انگار غده ای درون سینه تشكیل شده بود. غده ای بدخیم و سرطانی. مدتی به همین منوال تحت درمان قرار گرفت.از آن روز دهشتناك ماهها می گذشت و هر روز غده بزرگتر و دردناكتر می شد. یك هفته در بیمارستان امام خمینی بهشهر بستری گردید و مورد عمل جراحی قرار گرفت، قسمتی از غده را برداشتند و پزشكان معالج آن روز غده را برای تشخیص بیشتر و بهتر به آمل فرستادنداو مدتی هم در گرگان زیر نظر دكتر پیر غیبی به معالجه پرداخت، اما دیگر برای همه محرز شده بود كه غده، غدة سرطانی و علاج ناپذیر است و تنها توصیه پزشكان این بود كه او باید همیشه تحت درمان باشد، ضمناً از كلثوم خواستند كه به تهران برود. كلثوم كوله بار سفر را بست و در شب ماتم زدة حرمان به سوی تهران حركت كردند. هر كجا می رفت مادرش با او و همراه او بودهمهمه و خیابانهای شلوغ تهران غمش را دو چندان می ساخت و عوالم درونی اش را آشفته تر می نموداما آن چیزی كه او را مقاوم می كرد ایمان به خدا و ائمه اطهار (ع)بود كه می توانست این درد طاقت فرسا را تحمل كند. پس از سفرهای مكرر به این شو و آن سو، ب شهر و دیارش بازگشت و با غم بی انتهای خود سر می كرد. غمی كه تاره و پودش را یكباره می سوزاند. اما جز صبر چاره ای نداشت. هوای نمناك و مرطوب شمال، جنگلهای سرسبز و دشتهای پرگل، دیگر برایش زیبایی چندانی نداشت. شبها تا دیر وقت در كنار پنجره می ایستاد و به دور دستها نگاه می كرد. سه سال درد و رنج، مدت كمی به نظر نمی رسید، انگار رفته رفته تمامی دفتر امیدها و آرزوهایش برگ برگ می شد و به هوا می رفت. بهارها و پاییزهای بسیاری گذشت، و تنها امید كلثوم، مادر و پدرش بودند كه در غم او شریك بودن و همراه او می سوختند و می ساختند و جز شكر در درگاه خداوند كریم و سبحان، كار دیگری از دستشان برنمی آمد. دم دمای غروب، یك روز از روزهای بهاری بود و آفتاب هم رفته رفته در پشت كوههای سرفراز زمردین شمال فرو می نشست. كلثوم برای لحظه ای آرزو كرد كاش به جای این همه رنج و درد روحش آزاد می شد و به آسمانها صعود می كرد تا آن همه شاهد بیچارگی خود و پدر و مادر دردمندش نباشددیگر داشتن یك خانة بزرگ و مجلل و اتومبیل شیك و مدرن و لوازم منزل آنچنانی برایش آرزو محسوب نمی شد، بلكه تنها آرزویش بازگشت سلامتی اش بود. سلامتی ای كه شاید هرگز باز نمی گشت... .
ادامه مطلب را از دست ندهید!
برچسب ها: عنایات امام رضا ، کرامات امام هشتم (ع) ، کرامات ثامن الائمه (ع) ، کرامات امام رضا (ع) ،
دنبالک ها: صفحه اصلی ، مبنع: کبوتر حرم ،
آخرین ویرایش: جمعه 15 فروردین 1393 04:02 بعد از ظهر