تبلیغات
برای ورود به سایت به ادرس Rezvan-Reza.ir بروید. - مطالب بهمن 1392

حدیث روز : همسر شایسته

دوشنبه 28 بهمن 1392 02:06 بعد از ظهرنویسنده : محمد حسین ...

 
پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : :     
      
      مِن سَعادَةِ المَرءِ الزوجَةُ الصالِحَةُ؛      
       
      از خوشبختى مرد، داشتن همسر شایسته است.      
       
      كافی: ج 5، ص 327، ح 4 / میزان الحكمة: ج 5 ، ص 103

برچسب ها: همسر شایسته ، حدیث در مورد همسر ،
دنبالک ها: صفحه اصلی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 بهمن 1392 02:14 بعد از ظهر

 

آه که عشق تو چه ها می کند ...

جمعه 25 بهمن 1392 07:45 بعد از ظهرنویسنده : محمد حسین ...

 


مرغ دلم شور و نوا می کند


ذکر علی بن موسی الرضا می کند


می پرد و می رود از سینه ام


آه که عشق تو چه ها می کند



دنبالک ها: صفحه اصلی ، منبع: وبلاگ razaviii.blogfa.com ،
آخرین ویرایش: جمعه 25 بهمن 1392 07:56 بعد از ظهر

 

اللهم عجل لولیک الفرج بحق الزینب (س)

جمعه 25 بهمن 1392 03:59 بعد از ظهرنویسنده : محمد حسین ...

 
هر چنـــد کمــی فرج تمنا کَــــردیــــم

آقا ز سر خـویـش تـو را وا کَـــــردیــــم

شـرمـنـده ولــی خلاصه تر می گوییــم

بـا واژه انـتــظـار بـَــد تـا کَـــــردیـــــــم

اللهم عجل لولیک الفرج بحق الزینب (س)



دنبالک ها: صفحه اصلی ،
آخرین ویرایش: جمعه 25 بهمن 1392 04:17 بعد از ظهر

 

حدیث رضوی: بهترین و ارزنده ترین خصلت ها

جمعه 25 بهمن 1392 03:46 بعد از ظهرنویسنده : محمد حسین ...

 

امام رضاعلیه ‏السلام :
بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک، فریاد رسی بیچارگان و بر آوردن آرزوی آرزومندان است .
برچسب ها: بهترین و ارزنده ترین خصلت ها ،
دنبالک ها: صفحه اصلی ،
آخرین ویرایش: جمعه 25 بهمن 1392 03:47 بعد از ظهر

 

ثبت نام زیارت حرم مطهر امام رضا علیه السلام به نیابت از شما

جمعه 25 بهمن 1392 01:58 بعد از ظهرنویسنده : محمد حسین ...

 

   بازدیدکنندگان و زائران محترم، این صفحه برای تمامی محبان و مشتاقان زیارت اهل بیت در سراسر جهان، که بعد مسافت مانع رسیدن ایشان به مشهد مقدس و زیارت بارگاه ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) جهت تجدید میثاق با آن حضرت و یا طلب حوائج دنیوی و یا اخروی میگردد تهیه گردیده است. شما می توانید با ثبت نام در این صفحه، نیابت داده تا از جانب خود ویا بستگانتان (چه آنان که در قید حیاتند و چه آنانکه به رحمت ایزدی پیوسته اند) زیارت نموده و دو رکعت نماز زیارت بجای آورند.(به نقل از وبسایت نائب الزیاره)
برای ورود و ثبت نام کلیک کنید


برچسب ها: نائب الزیاره ، نائیب الزیاره حرم امام رضا (ع) ، نائب الزیاره امام رضا (ع) ، زیارت نیابتی ، زیارت نیابتی مشهد ، زیارت نیابتی حرم امام رضا (ع) ،
دنبالک ها: صفحه اصلی ، با تشکر از: وبسایت نائب الزیاره ،
آخرین ویرایش: جمعه 25 بهمن 1392 02:02 بعد از ظهر

 

چیزی شبیه معجزه...

جمعه 25 بهمن 1392 01:47 بعد از ظهرنویسنده : محمد حسین ...

 

 نام شفا یافته : محسن

نوع بیماری : روماتیسم قلبی


 
کودک از خستگی گریه‌یِ مدام خوابش برد.
مادر که سرش از شدت همهمه و هوار دوّار داشت. پلک‌های خسته‌اش را بر هم گذاشت، تا شاید خستگی نگاه تا صبح بیدار مانده‌اش را از مغز بیرون کند. اما هنوز خواب بر چشمانش مسلّط نشده بود که صدای گامهایی در گوشهایش پیچید. قدمهایی که به شتاب از پلکان خانه‌اش بالا می آمد. نگاه مبهوتش را به در دوخت. دستگیره بر در چرخید و مردی وارد اتاق شد. زن او را نشناخت. خواست معترض شود و از او بپرسد که آنجا چه می کند و از او و کودکش چه می خواهد؟ مرد اما، بی نگاهی و توجهی به او ، به سراغ محسن رفت و دست بر پیشانی او گذاشت. صدای نحیفی از حنجره محسن برخاست و نام مادر را صدا کرد.
-         مادر... مادر...
 زن ملتهب جلو دوید و در همان حال گفت:
-         جان مادر؟
مرد اما انگشتش را به علامت سکوت بر روی لبهایش گذاشت و از زن خواست تا در جایش بماند.
 زن غرق در حیرت شد. با خود اندیشه کرد:
-          او کیست که حایل میان من و فرزندم شده و نمی گذارد ناله‌اش را پاسخ گویم؟
خیره در مرد نگریست. اما نه او را دیده و نه می‌شناخت. مرد هیبتی متفاوت با مردهای آشنا و خویش و آشنایان او داشت. عرب بود و ردای عربی بر تن داشت. شالی سبز بر گردن آویخته بود که می نمایاند سیّد است.
زن پر از ابهام و ایهام شده بود. طاقت نیاورد و لب به زبان گشود :
- شما که هستید و از من و فرزندم چه می خواهید؟
صورت مرد پر از لبخند شد.
- مگر تو نمی خواستی که به عیادت فرزندت بیایم؟
زن غرق در تعجب شد. او با کسی سخن نگفته و کسی را به عیادت فرزندش نخوانده بود. رو به مرد کرد و گفت:
-         گویا اشتباه آمده‌اید. من کسی را به عیادت  فرزندم نخوانده‌ام.
مرد اما پر اطمینان بود. گفت:
-         مگر تو سیّده فریده نیستی؟ مگر نام پدرت سیّد جواد نیست؟

زن بیشتر در شگفت شد. چون مرد هم نام او و هم نام پدرش را درست گفته بود. با دستپاچگی گفت:

- بله . من سیّده فریده هستم . اما شما ... شما مرا می شناسید؟

 مرد با اشاره سر جواب مثبت داد. زن دوباره پرسید:

-         چگونه ممکن است؟ پس چرا من شما را نمی شناسم؟

مرد با همان صلابت و وقاری که داشت برگشت و به سمت در رفت. در میان قاب در لحظه‌ای تردید کرد و ایستاد. نگاهش را بر روی زن ریخت و گفت:
ادامه مطلب را از دست ندهید!
برچسب ها: شفا ، معجزه ، شفا گرفتن از امام رضا(ع) ،
دنبالک ها: صفحه اصلی ، منبع: وبلاگ شفایافتگان ،
آخرین ویرایش: جمعه 25 بهمن 1392 01:54 بعد از ظهر

 

تعداد کل صفحات ( 7 ) 1 2 3 4 5 6 7